السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
563
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
جسميه و صور نوعيه مىنمايد . لكن در فيزيك معناى ديگرى دارد . و آن عبارت است از ذرات اتمى و مولكولهايى كه تشكيل اجرام محسوسه را مىدهند . مؤلف رحمه الله پيش از اين گفتند كه ممكن است قول هفتم را در باب جسم بر ذرات اتمى كه ظاهراً و باطناً واحد متصل هستند منطبق بدانيم و جسم را درمباحث فلسفى به ذرات اتمى معنا كنيم . حال مىخواهند يك پله بالاتر بروند . مىگويند اگر اين مطلب در فيزيك امروز درست باشد كه ذرات اتمى و مولكولهاى به وجود آورندهء اجسام خود نيز مجموعهاى از انرژىهاى بالقوه هستند و در شرايط مناسب ، تبديل به انرژى مىگردند ، لازم مىآيد كه قبل از آن كه از ذرات اتمى به عنوان جسم فلسفى بحث كنيم از انرژى به عنوان نوع عالى كه فوق همه انواع مادى هست و زير مجموعه جنس جوهر مىباشد بحث كنيم . به عبارت ديگر بحث از انرژى به عنوان مقدمهء بحث جسم بايد قبل از بحث جسم مورد بحث و گفتوگو واقع شود و در ترتيب مباحث فلسفى بحث از انرژى را بر مباحث ديگر مقدم بداريم و سپس از اجرام اتمى و بعد از آن از اجسام محسوس سخن بگوييم . در پايان مؤلف حكيم رحمه الله مىفرمايند : فليتأمل ؛ يعنى در مطلبى كه گفته شد بايد تأمل بيشتر روا داشت ؛ زيرا همان سخن كه درباره ذرات اتمى گفتيم دربارهء انرژى هم مىتوان گفت . دربارهء ذرات اتمى گفتيم كه آنها به دليل امكان فرض خطوط ثلاثه در آنها ، جسم هستند و بلكه مبدأ اجسام محسوسه هستند . همين سخن را در انرژى هم كه مبدأ تكون ذرات اتمى هست مىتوانيم بگوييم ؛ زيرا خود انرژى يا داراى ابعاد ثلاثه هست يا نيست . اگر هست پس او هم به نوبهء خود ، جسم است و بحث از آن چيزى جداى از بحث جسم نيست . و بر اين اساس لزومى ندارد براى آن مبحث جداگانهاى ترتيب بدهيم . و اگر جسم نيست اين سؤال رخ مىنمايد كه چگونه ممكن است از لاجسم ، جسم به وجود آيد . بنابر اين كلمهء « فَلْيتأمل » تأمل و انصرافى است از جملهء « نعم لو سلم ما يقال » .